|
دانشجویان 85 مهندسی محیط زیست دانشکده منابع طبیعی فردوسی مشهد امام علی النقی (ع):بیهوده گویی ،سخنان لذت بخش کم خردان و کارنادانان است.
| ||
|
دوستان نازنینمان سحر خوبمان ، راضیه عزیزمان ، سمانه مهربانمان امسال چه سال پربرکت و شیرینی بود که راز مقدس عشق را با سنت الهی در هم آمیخت و وقت قرار رسید و جام آرامش ریخت بر این دل بی قرار ...دلتان پر شرار و قلبتان پربهار.. با کمال احترام و مسرت این شروع شور و شیرین زندگی این طلوع پر لبخند خدا این پیدایی و شکوفایی کمال را از صمیم قلب بهتون تبریک میگیم وآرزو می کنیم برایتان ستاره ستاره خوشبختی و آرامش و برکت و فهم و روشنی و لحظه های عاشقانه و نیلوفرانه را زیر نگاه پروردگار
از طرف هم کلاسیها [ شنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٥:۳٥ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
عرض ادب زنده ایم ...... چند وقت پیش دوستی زنگ زد گفت فرزانه می خوام حرف بزنم بغض کرده بود ..... گفت :. یکی از دوستای خوبم بعد از مدت ها که بهش زنگ زدم دیدم خواهرش گوشی رو برداشت و گفتم فلانی هست زد زیر گریه که ..... مرده بود بهترین دوستش دیگه نبود .... موندم چی بهش بگم چه جوری دلداریش بدم .... داشتم فکر می کردم مرگ که حقه و خدا همه دوستان رو حفظ کنه ...... ولی بیشتر از هم خبر بگیریم ..... ان شاءا... همه سلامت باشن ..... مدتی کسالت داشتم ببخشید نبودم ..... سمانه جون فرخ دوست سلام رسوند فاطمه جون آراسته رو دیدم ماشالا همون طور خوب و دوست داشتنی .... الهه جون بهمنی از همه اتماس دعای مخصوص داشت و می خواست ببینه ارشدی ها چه کردند ناهید جون گاهی حال و احوال می پرسه از مریم جون واسعی کاملا بی خبرم..... زهرا موسوی هم سلام رسوند ...... محمد حسین کوچواوی ما مردی شده ... آلاله جون احوال همه رو پرسید .... گوشیش یه مدت مشکل پیدا کرده بود ... گفت سلامشو به همه برسونم ..... راشین هم خوبه .... از بیتاجون هم کامنت دیدیم بسی خوشحال شدیم شدیم خبرنگار کلاس .... راستی روز خبرنگار بر خوانندگان خبر مبارک ..... مخصوصا به دوستان خوب خبریمون مثل پونه مرجان و..... اگه وبلاگمون رو می خونن....بارها شاهد بودم واسه مصاحبهاش با شهردار و نماینده مجلس و .... چه قدر زحمت می کشه .... خبر .نگاری هم از اون کارهای پرهیجانه... خبرهای محیط زیست رو هم دنبال می کنید .... از 3 سانت پارگی خط لوله آمونیاک عسلویه که خطر یخ زدگی بود و دارن مهار می کنن تا آنش سوزی جنگل های پل دختر و...... استاد جنگجو رو چند روز پیش توی تاکسی دیدم که با هم سوار شدیم ... نیمه مرداد هم گذشت .... ان شاءا... تابستون بهتون خوش بگذره ... لحظه هاتون پر برکت .... [ چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٤۸ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
امام حسین ع می فرمایند : آن کس که تورا دوست دارد تورا از فساد و انحراف نهی می کند و آنکس که تورا دشمن می دارد تورا با ملاحظه کتاری خود مغرور می سازد سعید نفیسی: تنها کسانی که دلداده دانش هستند بزرگند نه آنان که سوداگرند و دانشمند . برندا اولاند : خود رانور قدرتمند و درخشان و سپیدی بینگاریم که همواره خدا و پیامبرانش بااو سخن می گویند . لوییز نولسون :خودم جهانم را آفریدم و این جهان بسیار بهتر از این چیزی است که در بیرون دیده ام .
غارت کرد ، برد آنچه را سرمای دی یک سر به نابودی سپرد و آنچه را کولاک بهمن زیر پای خود فشرد باز می سازد بهار روی آن ویرانه ها رچم رنگین گل را بر می افرازد بهار . تار و پودش تشنه سازندگی ست . در نهادش نیروی جان آفرین زندگی است . در تکاپوی گران بی های و هوست . چهره اش رنگین کمانی از بهشت آرزوست . با نسیمش هر چه خواهی : سبز و سرخ و رنگ و بوست . وین همه آبادی و شادی از اوست . چون بهار ای همسفر ! ای راهی این راهگذار ! همتی سازنده از جان نفس هایت بر آر سلام سمانه جان مرسی به یاد هستین ! یعنی برف میاد ؟/؟....
[ شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ٥:۱٦ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
جهت تاکید دوستانه : دوستان امروز جمعه : در پست جلسه بحث سمانه جون کامنتی گذاشتند ( خودتون بخونید ) خبری از فاطمه جون آراسته ندارند اگر خبری داشتید به ما هم بگید ( من از هفته پیش خبری از ایشون ندارم نه اس ام اس نه تماس هیچ کدوم پاسخی ندارند ) حتما دارن درس می خونن البته فاطمه جون به گفته خودشون مرتب به وبلاگ سر می زنن ! ان شاءا... خوبن
[ جمعه ٩ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱:٤٠ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
آغاز کلاس صدای باران شدیدی میومد نوبت کنفرانس سمانه جون ناهید جون و فاطمه جون(کاظمی ) بود من اما حواسم البته نه خیلی ولی جای دیگر بود یک زنبور توی کلاس اومده بود که دیوانه وار خودش را به زمین و آسمون می زد (نمی دونم مثل ما دچار بحران شده بود ؟یا مشکل روحی چیزی !!!! بعد خودشو رسوند جلوی پای من و من هم همه حواسم به اون با دستاش!!! مدام به صورتش می زد (نخندین ) جدی می گم مدام بخود می پیچید و روی زمین به پشت می خزید پرواز هم نمی کرد هرچی دقت کردم که چش شده چیزی مشاهده نشد از یه چیزی داشت عذاب می کشید و یه سیخ را به بدنش می زد . بعد راضیه جون بلند شد که از کلاس برود بیرون ! یه دفعه صدایی اومد به زنبور نگاه کردم !مرده بود و راضیه جون حواسش نبود طفلکی !!!!!!! ولی راحت شد !!! من که لحظه به لحظه این مستند را نظاره گر بود حالمدگر گون شد پهلو دستی من که توجه من براش جالب بود و رشته اش حسابداری گفت رشته شما چیه ! گفتم محیط زیست لبخندی زد ( به این معنا که پس برای همین خیلی دقت می کردی ) حاشیه : راضیه جون تقصیری نداشت عکس زنبور موجود است
[ چهارشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢۳ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
دوشنبه که روز تعطیلی مون بود:یعنی 3خرداد میهمانان دانشکده آقای سعید نبی کارگردان و نویسنده گنجینه تتیس که از شب که یک پخش میشد و سرکار خانم سیمین ریاضی معاونت برنامه ریزی و اطلاعات شبکه یک بودند .( و یک آقایی که صحبتی نکردند و زود رفتند و اسمشونو نمی دونستم فقط می دونم این بزرگوار یک استاد خوبی بودند ) قسمت تالاب انزلی هم پخش شد ! از بچه های کلاس فقط ناهید جان و فاطمه جون و سمانه جون و من بودیم البته آقای مدرس هم اول دیده شدند و بعد دیده نشدند ! [ سهشنبه ٤ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳٤ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
|
![]()
| |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||