دانشجویان 85 مهندسی محیط زیست دانشکده منابع طبیعی فردوسی مشهد
امام علی النقی (ع):بیهوده گویی ،سخنان لذت بخش کم خردان و کارنادانان است. 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

منم درختی که برگهایش را ریخت

 تا توماه را از میان شاخه هایش تماشاکنی !

علیرضاروشن

[ یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٩:٢۸ ‎ق.ظ ] [ راشین صبوری ]
 این رو یکی از دوستان فرهنگیم برام فرستاد  بیراه نیست متناسب در هفته منابع طبیعی یه بار بخونیمش
خدا همیشه یاد من است .
 

هفته ای یک روز  می روم به یکی از روستاهای محروم. توی یک مدرسه ای که فارسی، زبان مادری هیچ کدام از دانش آموزانش نیست و جز توی مدرسه هیچ سرو کاری با آن ندارند؛ به اندازه ی یک زنگ می نشینم کنار بچه های قد و نیم قد و با کلمه ها بازی می کنیم... کلاس را جز دو سه دقیقه ای که من حرف می زنم؛ بچه ها خودشان اداره می کنند... با شیطنت ها و داد و فریادها و از سر و کول هم بالا رفتن ها و البته نوشتن هایشان... احساس می کنم این تنها ساعتی ست که بچه ها از زبان دومشان لذت می برند....

این ها بعضی از دست نوشته های بچه های من است. شرط امانت داری این بود که نام صاحبان این آثار فاخر را زیر آثارشان بنویسم اما خب  بس که از روی دست هم تقلب می کنند آدم تشخیص نمی دهد کدام نوشته مال کدامشان است...

.............

بعضی از درخت ها لبخند می زنند.

بعضی از درخت ها با هم قهرند.

بعضی از درخت ها خیلی مهربانند.

بعضی از درخت ها بداخلاقند.

بعضی از درخت ها سرما می خورند.

بعضی از درخت ها عشق و عاشقی می کنند و ثمر می دهند.

بعضی از درخت ها دیوانه می شوند.

بعضی از درخت ها حسودند.

بعضی از درخت ها لباس های ساده و بعضی از درخت ها لباس های جورواجور دارند.

بعضی از درخت ها فقیرند.

بعضی از درخت ها پولدارند.

بعضی از درخت ها خوش اخلاقند.

بعضی از درخت ها با هم فامیل هستند.

بعضی از درخت ها حرف های ما را می شنوند.

بعضی از درخت ها در ساختن خانه به ما کمک می کنند.

بعضی از درخت ها راه می روند.

بعضی از درخت ها فهمیده هستند.

بعضی از درخت ها ازدواج می کنند.

بعضی از درخت ها کچل می شوند.

بعضی از درخت ها لخت می شوند.

بعضی از درخت ها عینک می زنند.

بعضی از درخت ها سوسیس می خورند.

.................

بعضی از آدم ها شکوفه می دهند.

بعضی از آدم ها میوه می دهند.

بعضی از آدم ها برگ دارند.

بعضی از آدم ها ریشه دارند.

بعضی از آدم ها روی سر همه سایه می اندازند.

بعضی از آدم ها برگریزان دارند.

بعضی از آدم ها به گنجشک ها پناه می دهند.

بعضی از آدم ها سایه بان اند و بعضی بی برگ.

بعضی از آدم ها مثل شاخه های درخت، لنگ در هوا هستند.

بعضی از آدم ها در هوای پاک رشد می کنند.

بعضی از آدم ها کنده می شوند.

بعضی از آدم ها بریده می شوند.

بعضی از آدم ها رنگ به رنگ می شوند.

بعضی از انسان ها خشک می شوند.

بعضی از انسان ها شاخه دارند.

بعضی از انسان ها را می کارند.

بعضی از انسان ها لانه ی دیگران هستند.

بعضی از انسان ها به کود نیاز دارند.

بعضی از انسان ها در هوای پاک می رویند .

بعضی از انسان ها در خاک می رویند.

انسان ها هم سبز می شوند.

بعضی از انسان ها گل دارند.

................

من در شهر کفش هایی را دیدم که آدم ها را پوشیده بودند.

من در شهر پیراهنی را دیدم که آدمی را از تنش در می آورد.

من کتاب هایی را دیدم که آدم ها را می خواندند.

در شهر ، زباله، شهرداری را برد و بازیافت کرد.

من در روستا قفسی را دیدم که بیرون از قناری بود.

خدا همیشه به یاد من است

...............

مجتبی سرخ.عباسی.حسن وفایی.یاسین وفایی.میلاد سیمرغ.حسن خوشدل. مهدی زیرک. یاشار صبوحی.مهدی شجاعی منش. رسول عباسی. جواد ربانی. حسین صالحی.حمید صالحی. محمد صالحی. محمد مهدی صالحی .

 ..........

آن دو سه دقیقه ای را هم که گفتم من حرف می زنم؛ در واقع حرف نمی زنم؛ برای بچه ها قیصر می خوانم...

 

[ چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]

بهانه

از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند

پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند



یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند که زندانی‌ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند



یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای است که قربانی‌ات کنند

 فاضل نظری

پانوشت : این شعر رو من شخصا خیلی دوست دارم استادی دارم که هر از آگاهی اینو  واسم می خونن-  شعر بی نظیریه

[ دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٧:٢۳ ‎ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]

یاد این شعر دوران مدرسه افتادم

 یادش بخیر

الان که فارغ التحصیل  شدیم   بهتر درکش می کنیم

جهان قرآن مصور است 

                             و آیه ها در آن

                                                   به جای اینکه بنشینند و ایستاده اند

درخت  یک مفهوم است 

                   دریا یک مفهوم است

                                       جنگل  و خاک و ابر

 خورشید  و ماه و گیاه

                                        با چشم های عاشق بیا 

                                                                    تا جهان را  تلاوت کنیم

سلمان هراتی

[ پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]

من درختم- آن درختی که تیرها خورده است -

از روزگار  و بارها

از فشار درد

پنجه های  زخمی اش  را برده در خاک

گفته ام با خویش  یک بار دگر

سبز خواهم شد اگر

دستهای زخمی ام را آب داده

 در خیابانی و بولواری بکاریدش

[ چهارشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ٧:۱۱ ‎ب.ظ ] [ راشین صبوری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یادت ای دوست بخیر بهترینم خوبی خبری نیست زتو دل من می خواهد که بدانی بی تو دلم اندازه دنیا تنگ است می سپارم همه زندگی ات را به خدا !
موضوعات وب
RSS Feed