|
دانشجویان 85 مهندسی محیط زیست دانشکده منابع طبیعی فردوسی مشهد امام علی النقی (ع):بیهوده گویی ،سخنان لذت بخش کم خردان و کارنادانان است.
| ||
|
به یاد مهندسی که اسمش در ص40 در خط سوم کتاب آمایش سرزمین آمده است والبته مشهدی است بچه هایی که در دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران تحصیل کرده اند، در محوطه سرسبز دانشکده مزار مردی را می شناسند که پایه گذار جنگلداری علمی در ایران است. «مهندس کریم ساعی» که روزگاری در دانشکده کشاورزی تحصیل می کرد، حالا در پناه سایه درختان کهنسال دانشکده آرمیده است. مردی که اولین مدیر جنگلبانی کشور بود و برای اولین بار آماری از مساحت جنگلهای کل کشور را تهیه کرد. یادگارهای زنده اش هنوز وجود دارند : پارک ساعی و درختان تناور خیابان ولیعصر تهران به ابتکار و طراحی او ایجاد شدند
ادامه مطلب [ پنجشنبه ٤ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٩:۳۱ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید . من که نمی خواهم موشک هوا کنم. می خواهم در روستایمان معلم شوم. دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول، ولی تو نمی توانی به من قول بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا، نخواهد موشک هوا کند !!!
[ پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱۳ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
دیروز یکی از دوستان ورودی جدید به طور شدیدی از یکی اساتیدش گله داشت ! این دوست عزیز از دانشکده ما نبودند . من قبلا از این استاد محترم که اسم نمی برم و تقریبا همه هم کلاسی از ایشون خاطر خوبی دارن بسیار زیاد تعریف کرده بودم ! از خصوصیاتشون حرف زدنشون ! تا اینکه دیروز این ورودی جدید عزیز که از دوستان بنده هم هست احساس کردم بغضش هم گرفته !داشت به کس دیگه ای از رفتار اون استاد می گفت که بعد که فهمیدم ایشون همان استاد ما بودند کلی جا خوردم !گفت :این همون استادی که تعرف می کردی ؟ استاد محترم که اصلا رشته شون ربطی به رشته دانشجوهایشان نداشته و استاد درس ای ترم اول بودن چنان بد می گن از رشته بچاره ها( حالا شاید اون زمان آرزومون بود اون رشته قبول بشیم )و یک چزهای عجیب غریبی بدون توجه به رشتشون به خورد طفلک های بیچاره داده بودن حتی تا این حد که خیلی جدی گفته بودن انصراف بدین !!!!!!!!!!! بچه ها با بغض می گن محروم میشیم استاد می گن خب تو این مدت بخونین ! به همین راحتی !!!!! بعد هم تمام کلاس دپرس ! حتی بعضی ها به این دوست ما میگن وای پس بریم رشتمونو عوض کنیم که دوست ما که همکلاسیشون باشه نصیحتشون می کنه ! اونم رشته ای که ما خیلی هامون اون اولا آرزو داشتیم اونو قبول بشیم ! واقعا چرا برخی اساتید به خود اجازه می دن در مورد هر چیزی اظهار نظر کنن ! بچه های طفلکی ورودی امسال که اتوبوساشون من کارتی شده و غذاشون گرون دیگه لطفا بار غمشون رو بیشتر از ین اضافه نکنن ! اونم رشته ای که کلا زمین تا آسمون با رشته استاد مربوطه فرق داره ! فقط یه چیز را تبلیغ می کنن ! برین مهندسی برق و مکانیک و پزشکی ! همین حرف های مسموم هست که جامعه رو فلج می که ! مگه میشه ملت برن توی دوسه رشته خاص ! اونم رشته این بنده های خدا که خیلی بازار کار خوبی داره ! با احترام به اساتید ولی همین حرف های به ظاهر روشنفکرانه است که سیستم آموزشی ما ازش ضربه می خوره ! استادی می گفت آدم باعرضه و با قابلیت هیچ وقت بی کار نمی مونه !مهم انتخاب های آدمهاست و تلاششون!هیچ کس رو آکبند از پشت میز دانشگاه پشت میز اداری نمی نشونند! باید زحمت کشید ! اون سالی که ما وارد دانشگاه شدیم یه عده واقعا زحمت کشیدن و الان همونا خیلی جاها مشغول به کار شدن ! البته خدا برخی اساتید رو هم واقعا حفظ کنه !پروفسور ... که چندی پیش از امریکا اومده بودن وقتی پای صحبت هاشون میشینی امید تو دلت موج می زنه ! انگیزه هات تقویت میشن ! آدم برخی اساتیدی که بالحق واسه این کشور زحمت کشیدن و حقی به گردن همه مارو دارن رو میبینه و باهشون حرف می زنه به خدا هیچ وقت این طوری ناامیدانه باهت حرف نمی زنن !پراز انرژی پر از امید ! یاد جمله شوگرمن افتادم: در درون هر مشکلی چنان فرصت قدرتمندی نهفته است که بی اغراق آن را از پیشروی باز می دارد . بزرگترین داستانهای موفقیت آمیز مربوط به کسانی است که به مشکل خود پی بردند و آن را تبدیل به یک فرصت کردند .
[ سهشنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٦:٤٧ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
یه مدتی اساتید محترم ترم های پیش که مدتیست ندیده بودیم مدام می بینیم (اساتید غیر دانشکده ای ) خرید رفته بودیم و کنارمان یک مشتری محترم بود من حواسم به ایشون نبود (ما هم سر بزیر ) ولی صدایش آشنا ...آن قدر آشنا که برگشتم و نگاهش کردیم دیدیم استاد هستند اگه گفتین چه کسی بله دکتر فارسی ! حال اینکه ما چه خریدیم ایشون چه قدر خرید کردند با خانواده محترم بودند یانه !!!! اصلا براتون که مهم نیست اصل !!!!!!!! حالشون است که برای شما مهمه که خوب بودن الحمدالله! مدتیست از دکتر تبرایی خبری نیست شنیده هایی که روش نمیشه حساب کر می گویند ایشون رئیس انتشارات دانشگاه فردوسی شدند (البته من صحت اینو یه جور دیگه تایید می کنم !رئیس انتشارات دانشگاه هم فامیلیشون تبرایی است حال شاید هم خودشون باشند !(یادش بخیر سرکلاس ایشون هم خیلی خاط ره داریم ! چه قدر من سر کلاس با ایشون بحث می کردم بعد کلاس اون قدر حرف می زدیم و بحث می کردیم تا یکی اون یکی رو راضی کنه حالا من که خیلی گفتنی دارم به وقتش !!!!) خانم پیرایش (کلاس ایشون که خیلی جالب بود ) دکتر مشرقی - دکتر ظریف (اینم از اون کلاسای خاطره انگیز بود )- دکتر حائری (که به نظرم این بزرگوار بهترین استاد درس های عمومی ما بودند چه از لحاظ شخصی چه از لحاظ جایگاه علمی )- دکتر ببرحسینی -دکتر موسوی - دکتر وجدانی - را اخیرادیدیم همگی خوب بودند !
[ سهشنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٢:٥٥ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
ما امروز امتحان فضای سبز داشتیم . اولین سوالش هم این بود فضاهای سبز شهری را تعریف کنید ! همه چی خوب امتحان خوب لطیف ..... گاهی متوجه نمی شدی استاد در کلاس قدم می زند و به تو نگاه می کنند ... استاد ما خیلی آروم مهربون مثبت فوق العاده با ادب ... استاد همیشه ست می پوشند !حتی رنگ بند ساعت استاد می تونه با نوار پیراهن و فریم عینک به شدت یکی شود! استاد صدای آرامی دارند!وقتی از زیر اقاقی رد میشوند حتما یک برگ از شانه مرکب را می کنند ! دوست دارند شمعدانی و اطلسی و گل ابری را دوست دارند چنار و سرو شیراز در روز برفی را جایی که استاد زندگی می کنند کلاغی نیست !خودشان گفتند که دلتنگ صدای کلاغها می شوند با خود گفتیم تعجبی ندارد ! استاد با این روحیه لطیف حتما آشیانه شان باید در یک rose garden کنار دریاچه نقره ای در زیر جزیره پرنس ادوارد باشد !!!!!! که جز لیکا و قناری و پری شاهرخ نغمه پرنده دیگر به گوش نمی رسد ! آدم فکر می کنه از کودکی در باغ و دشت کنار شقایق های وحشی بودند و همیشه پروانه مونارک روی شانه استاد ! Viewااتاق استاد زیباست !و روبه گلخانه باز میشود و صدای آواز پرنده ها به گوش می رسد استاد وقتی ببینند سر کلاس خسته شدیم درس را تمام می کنند در روحیه شون نیست که زیاد حاضر غایب کنند استاد مدیر چند پروژه مهم شهر ما هستند ! همه چی خوبه ...ما امتحانمونو دادیم..... برگمونو دادیم استاد آروم تشکر می کنند ... باخود می اندیشم حتما موقع تصحیح ورقه هامون مدام یک پروانه روی برگه ما نشسته است ! استادی با روحیه گلبرگی ... [ یکشنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٤:۱٠ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
زمان "استاد"فراموشی هاست مواظب باش شاگردش نشوی .... [ پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱:٠٤ ق.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
|
![]()
| |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||