دانشجویان 85 مهندسی محیط زیست دانشکده منابع طبیعی فردوسی مشهد
امام علی النقی (ع):بیهوده گویی ،سخنان لذت بخش کم خردان و کارنادانان است. 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
  • 1- امروز روز غبار روبی مزار شهدا بود اگه وقت نمی کنیم سر مزار بریم نذاریم روی اسمشون هم غباری بشینه گاهی وصیت نامه و دل نوشته هاشون چه قدر آدمو آروم می کنه ! سرود ها و فیلم های مرتبط با دفاع مقدس این چند سال بعضی هاشون چه حسی روی دل آدم می ریزن !
  • 2- ناهید جون دیروز تماس گرفتند سلام رسوندند ( به اینترنت دسترسی ندارن وگرنه به قول خودشون مرتب مطلب می گذاشتند )
  • 3- از آقای طباطبایی ( وبلاگ محیط زیست 88 زابل) بابت لطفی که به همه دوستان همکلاسی و وبلگون داشتند هم چنین از پست خوبشون در وبلاگشون تشکر می کنیم و ممنونیم http://environment88uoz.blogfa.com/
  • 4- اول هفته شاهد یک رویداد مهم بودیم سعادت می خواست دیگه ! ورود سید محمد حسین جون ( ایشون چند ماهه هستند ) به دانشکده که با استقبال زیادی روبه رو شد خلاصه هر کس یه جوری ابراز احساسات کرد برای ایشون که محیط دانشکده غریب نبود فقط نمی دانیم جناب استاد یزدان داد هم ابراز لطف کردند نسبت به ایشون و مامان گرامیشون فقط نمی دونم چرا بعد از خارج شدن از اتاق استاد اوقات تلخی کرد !
  • 5- در مقاله ای از ریدرز ایجست در مورد کلینیک نخستین برخورد که خانم پروفسور دماراتیس و همکارا نش راه اندازی کردند که این کلینیک و پژوهش ها به شما آموزش می دهد که در اولین برخورد در ازدواج - کار و تحصیل با آدمها چگونه برخورد کنیم زیرا که تعیین کننده ترین و بزرگترین پدیده اجتماعی همان نخستین برخورد ما با افراد مختلف است که من بعدا براتون میارم !
[ پنجشنبه ۸ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢۸ ‎ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]

یه پیشنهاد دارم یه صفحه داشته باشیم که تو اون تاریخ تولد و میل هممون باشه اون موقع تولد هر کی بود تولدشو بهش تبریک بگیم

 بچه ها چه زود گذشت انگار دیروز بود که اومدیم دانشگاه وچمدونامونو باز کردیم وشدیم دانشجو

و چه زود در فرداهای نزدیک باید چمدونامونو ببندیم وبریم

مهم نیست چه قدر با هم بودیم مهم اینه که بعدش چه قدر به یاد هم باشیم

شاید هممون با هم خیلی فابریک نبودیم ولی 

موقع امتحانا همون با هم دلمون می گرفت

موقع لغو امتحانا همه با هم میخندیدیم و جیغ می کشیدیم

و زندگی همین احساس مشترک داشتن در بعضی لحظه هاست(سخنان بزرگوار ناهید خانوم-خودم الان کپ کردم بابت صحبتام خیلی باحال حرف زدم ای ول)خنده

من دلم برای همتون تنگ میشه شما رو نمی دونم

دلم برای زهرا تنگ می شه چون دیگه نیست باهاش به کاشمر بخندیم

برای ندا(منصوری) تنگ میشه چون دیگه نیست که ضایعم کنه(البته به شوخی)

برای فاطمه چون 4سال رو با هم گذروندیم هم تو خوابگاه هم تو دانشگاه هم یکسری خاطره ها..

برای فرزانه به خاطر خندیدن به همه مسخره بازییام

برای صدای آلاله

برای اداهای بیتا

برای شیمی عمومی سحر که اون قدر با بیتا اذیتش کردیم

برای مریم علی زاده به خاطر مسخره بازی هامون

برای نونا مسگرانی با اون نازو اداش 

برای استاد یزدان داد با اون ترجمه هاش(آقا اینو دروغ گفتم

برای ملتی با اون کل کلایی که کردیم اون می گفت درگز بهتره من می گفتم بردسکن

برای اقای مجرد

برای دکتر شریفان

 برای اردوی گرگانمون و راه رفتن زیر باروون

برای اردوی درگز و جناح بندی کلاس به سه جناح درگز(استاد ملتی-ندا جلالی-آقای سبحان و سحر)کرمانشاه(سحر حیدری و بردسکن _(کل کلاس)

برای خوابگاه با کل خاطره هاش

وحتی دلم برای کل مسخره بازی های خودم هم تنگ میشه در اینجا لازم می دونم از تمام بچه های کلاس که به هر نحوی توسط من اذیت شدند معذرت بخوام چه توسط شوخی هام چه مسخره بازیام و چه نمک ریختنام سر کلاس و ...  

هر کی هم ازم دلخوره بهم بگه(ولی من به رو خودم نمی یارم)

راستی برای هر کی امر خیری پیش اومد وای به حالش دعوتم نکنه (آقا بی دعوت می یایم چون ما خانوادتن پایه عروسی رفتنیم حتی اگر اون سر دنیا باشه)

نوکر همتون هستم دربست  

تا نگاه می کنی

 وقت رفتن است

 باز هم همان حکایت همیشگی

 ناگهان چه قدر زود دیر می شود....... 

ناهید صدقی ورودی 85 اخراجی 89 


[ پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٩:٢۸ ‎ق.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یادت ای دوست بخیر بهترینم خوبی خبری نیست زتو دل من می خواهد که بدانی بی تو دلم اندازه دنیا تنگ است می سپارم همه زندگی ات را به خدا !
موضوعات وب
RSS Feed