موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ایده , گرافیک و محیط زیست , عکس , خلاقیت


تاريخ : چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱ | ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : فرزانه مشرقی | نظرات ()

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گرافیک و محیط زیست , خلاقیت , عکس , ایده


تاريخ : جمعه ۱٤ مهر ۱۳٩۱ | ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : فرزانه مشرقی | نظرات ()

دوستان مهندس ! تقدیم

 برای  ورود به کار باید یه سری ساز و کارهای سازمانی ، مدیریتی و پیکمانکاری رو بدونیم !

یکی از خصوصیت‌های مهندس‌ها اینست که دوست دارند هر کاری را خودشان انجام دهند؛ و یا در هر کاری خودشان را درگیر می‌کنند و به اصطلاح دست به آچار هستند...
و چه اوضاعی می‌شود وقتی که یک مهندس فقط با تکیه بر ویژگی‌های مهندسی‌اش، بخواهد مدیر شود!
می‌توان گفت باید با سلامتی و آرامشش تا حد زیادی خداحافظی کند!

و می‌توان شرایط شرکت را این گونه تصور کرد:

• یک نفر حسابی مشغول کار و بقیه تقریباً بیکار!
• کل شرکت ناراضی... مدیر از کم کاری کارکنانش و پرسنل از بی‌توجهی مدیر غرغرویشان!
• کارهای عقب مانده بسیار
• مشتری‌های ناراضی
• اوضاع مالی خراب
• بدون ایده‌های جدید کاری
• و....

و اما راه حل این شرایط خطرناک چیست؟

 

۱. آموزش‌های مدیریتی

در عین احترام زیادی که برای مهندسین قائل هستم (خودم هم مهندس هستم!!) باید عرض کنم که مهندس مهندس است و مدیر مدیر!
همانگونه که برای مهندس شدن نیاز به آموزش‌های تخصصی می‌باشد، برای مدیر شدن (البته نه آنگونه که در بیشتر شرکت‌ها شاهدش هستیم) نیز نیاز به گذراندن دوره‌های تخصصی داریم.
در رشته‌های فنی، هیچگاه از مباحثی مانند تصمیم گیری، بازاریابی، منابع انسانی و... صحبت نمی‌شود و در عوض یک مدیر باید با همه این مباحث آشنایی کافی داشته باشد.
پس بهتر است که مدیران، آموزش‌های تخصصی را کمی جدی‌تر بگیرند و یا اینکه بر خلاف رسم ما ایرانی‌ها، کسی که توانایی بیشتری در زمینه مدیریت دارد را جایگزین خودشان کنند و خودشان به کارهای فنی و مهندسی بپردازند.

۲. برنامه ریزی و سازماندهی

ه‌مان آقای مدیری که صحبتش را کردیم، مسلماً در برنامه ریزی و سازماندهی و ساختار سازی شرکتش هم مشکلاتی دارد.
یعنی ممکن است افراد در جای خودشان نباشند، کار‌ها با یک فرایند درست پیگیری نشوند و...
راهکار اینست که یک مهندسی مجدد در سازمان صورت گیرد. ببینیم آیا کار‌ها درست تعریف شده‌اند؟ مسئولیت‌ها به درستی تقسیم شده‌اند؟ چه فرایند‌هایی را باید به روال کاریمان اضافه و یا از آن کم کنیم؟

۳. تفویض اختیار

مهم‌ترین بخشی که می‌خواستم به آن اشاره کنم همین تفویض اختیار بود. تفویض اختیار یعنی اینکه کاری را که خودمان هم می‌توانیم انجام دهیم را به کس دیگری واگذار کنیم. کاری که افراد ایده آلیست (مثل من) با آن مشکل بیشتری دارند.
تفویض اختیار مشکلاتی هم برای خودش دارد:
برای من بار‌ها پیش آمده که کاری را به کسی واگذار کرده‌ام و آخرش مجبور شده‌ام خودم انجام آن کار را به عهده بگیرم.
پیدا کردن فرد متخصصی که کار ما را بتواند انجام دهد کمی دشوار است.
پیدا کردن آدم متعهد، از آدم متخصص کمی دشوار‌تر است!

اما برای اینکه بتوانیم تفویض اختیار را انجام دهیم، چه کارهایی باید بکنیم؟

۱) شبکه سازی

برای اینکه بتوانید کاری را به عهده فرد دیگری بگذارید، مجبورید شبکه‌ای از آدمهای حرفه‌ای برای خودتان داشته باشید. یک بانک اطلاعاتی خوب، مخصوص شما و ارتباطات کاریتان.
اگر ندارید، از همین امروز شروع کنید: ساده‌ترین راهش اینست که یک فایل اکسل باز کنید، عنوان تخصص‌ها را وارد کنید و بعد فیلد‌های نام و راه‌های ارتباطی هم بعداً تکمیل کنید.
نگران این نباشید که الان این لیست خالی است... قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.
یک راه دیگر هم درج آگهی استخدام نیرو و آشنا شدن با آدمهای جدید است.

۲) آموزش‌های تخصصی

مسلماً شما قرار است یک کار تخصصی را به فرد دیگری واگذار کنید. اگر این فرد متخصص را در لیست دوستان و همکارانتان دارید که هیچ! ولی اگر قرار است از همکارانی استفاده کنید که مانند شما در کار حرفه‌ای نیستند، مجبورید کمی برای آموزش همکارتان وقت و هزینه صرف کنید.

۳) تیم سازی

شما نیازمند شخصی هستید که مانند شما برای کار دل بسوزاند و به کار متعهد باشد.
آدمی با این ویژگی‌ها به سختی پیدا می‌شود. ولی اگر بیشتر دقت کنیم، این ویژگی‌ها در تیم‌ها بیشتر به چشم می‌خورد.
پس یک راه سپردن کار به افراد متعهد، سپردن کار به هم تیمی‌هایمان است. یعنی باید تیمی از افراد دلسوز داشته باشیم و اگر کاری به یکی از اعضای تیم سپرده شد، هم تیمی ما، آن کار را مال خودش فرض کند.

۴) اطمینان و اعتماد به پرسنل

لازمه کار تیمی و لازمه برونسپاری یا تفویض اختیار این است که به تخصص و تعهد همکارانمان اعتماد کنیم.

۵) کمی بیخیالی و چشم پوشی از ایده آل‌ها

معمولاً کاری که دیگران تحویل ما می‌دهند، دقیقاً آن چیزی نیست که انتظارش را داشتیم.
دوست داشتیم بهترین کار ممکن را بدون هیچ عیب و نقصی تحویل بگیریم ولی خب...
مسلماً کار با معیار‌های ما تفاوت دارد. ولی به آن زمانی فکر کنید که قرار بود خودتان این کار را انجام دهید، در حالی که صد تا کار دیگر هم روی سرتان ریخته شده بود!
به نظرم انجام یک کار، حتی کمی پایین‌تر از ایده آل‌های ما، بهتر از انجام نشدن آن است.

۶) تشکر از همکاران

ممکن است انقدر سرتان شلوغ باشد که فراموش کنید از کسی که مسئولیتی را به عهده‌اش گذاشته‌اید تشکر کنید. ولی این را بدانید که همکار شما هیچ وقت فراموش نمی‌کند!
اگر می‌خواهید باز هم از این کار‌ها انجام دهید و دوست دارید همکارتان هم از شما راضی باشد، زحمت‌های او را نادیده نگیرید و فقط به پیداکردن ایرادات کارش نپردازید.
یک تشکر ساده، یک رابطه را زیبا‌تر می‌کند و به آن قوت و تداوم بیشتری می‌بخشد.
و این را بدانید که آدم‌ها در هر شرایطی هم که باشند، (مرد، زن، پیر، جوان و...) روحشان به این تشکر نیاز دارد و از آن لذت می‌برد.

مدیران


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ایده , خلاقیت , موفقیت شغلی , هدیه


تاريخ : شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۱ | ٧:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : فرزانه مشرقی | نظرات ()


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: گرافیک و محیط زیست , عکس , هدیه , خلاقیت


تاريخ : جمعه ۱٠ شهریور ۱۳٩۱ | ٥:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فرزانه مشرقی | نظرات ()

به این می گن خلاقیت و همت !چه قدر برخی کارها لازمه !

سازنده خلاق این خانه کسی نیست جز کامران زلفی‌نژاد، مدیر‌کل سابق محیط زیست استان گیلان که در حال حاضر خودش به همراه چند نفر از استادکاران خانه‌سازی، مشغول ساختن این خانه عجیب هستند.

شاید این خانه از نظر خیلی‌ها یک خانه معمولی شبیه بقیه خانه‌های رشت باشد؛ اما بهتر است بدانید که در اسکلت این خانه حتی از یک آجر کوچک هم استفاده نشده است و مالک آن از مصالح بازیافتی‌ای مثل بطری‌های آب معدنی برای ساخت این خانه 120 متری استفاده کرده است؛ خانه‌ای دو طبقه که ساخت آن از شهریور‌ماه سال گذشته آغاز شده و بعد از چند ماه تلاش، قرار است در شهریور‌ماه امسال به پایان برسد. نکته جالب هم اینجاست که سازنده خلاق این خانه کسی نیست جز کامران زلفی‌نژاد، مدیر‌کل سابق محیط زیست استان گیلان که در حال حاضر خودش به همراه چند نفر از استادکاران خانه‌سازی، مشغول ساختن این خانه عجیب هستند

کامران زلفی‌نژاد از آنجا که به مدت 5 سال در سازمان محیط زیست استان گیلان مشغول به کار بود به خوبی با مفهوم اجسام بازیافتی آشناست و اصلاً دوست ندارد مردم موادی را در طبیعت بریزند که هم زیبایی آن را از بین می‌برند و هم جذب طبیعت نمی‌شوند. به همین خاطر به این نتیجه رسید که می‌تواند با این اجسام دور‌ریز، مثل بطری‌های آب‌معدنی، یک خانه واقعی بسازد. خانه‌ای که به گفته خودش هم از استحکام خوبی برخوردار است و هم از اتلاف انرژی جلوگیری می‌شود.
«این خانه 120 متر زیر‌بنا دارد و مساحت کل آن در حدود 250 متر مربع است. در دو طبقه ساخته شده که در قسمت همکف پذیرایی و هال قرار دارد و در طبقه بالا هم اتاق خواب و سرویس‌های بهداشتی». او در ساخت این خانه بازیافتی، تا به امروز از چیزی در حدود چهار هزار بطری آب‌معدنی استفاده کرده؛ آن هم بطری‌های آب معدنی نیم‌ لیتری. نکته جالب اینجاست که او برای اینکه در هزینه‌های خود صرفه‌جویی کرده و به محیط زیست اطراف خود هم بهره‌ای رسانده باشد برای ساخت خانه‌اش از بطری‌های آب‌معدنی که در فضای سبز ریخته شده بودند استفاده کرده است. اومی گوید :«حتی خیلی وقت‌ها که بطری‌هایم تمام می‌شد در زباله‌های شهری به دنبال بطری می‌گشتم. خانواده‌ام می‌گفتند این کار جلوی چشم بقیه مردم درست نیست و ممکن است مردم فکر کنند که تو نیازمندی! اتفاقا بعضی وقت‌ها هم وقتی مرا در حال جست‌وجوی زباله‌ها می‌دیدند سری تکان می‌دادند و از نگاهشان می‌خواندم که دلشان برای من می‌سوزد». اما هیچ‌کی به اندازه خود آقای زلفی‌نژاد نمی‌دانست که با این کار چقدر به محیط اطرافش کمک می‌کند و می‌تواند بطری‌ها را وارد چرخه بازیافت کند و از آنها استفاده لازم را ببرد به جای اینکه در فضای سبز منطقه رها بشوند و سال‌های سال به همان صورت باقی بمانند.
بطری‌هایی پر از شن وماسه
حالا شاید از خودتان بپرسید که زلفی‌نژاد چطور از بطری‌های آب‌معدنی در ساخت خانه‌اش استفاده کرده؟! بهتر است بدانید که چوب، خاک، شن، ماسه، آب و بطری‌های بازیافتی مواد اصلی خانه‌سازی آقای کارشناس هستند. «ما در ابتدای برای استحکام خانه از تیر‌آهن استفاده کردیم. چارچوب اصلی خانه را تیر‌آهن کار کردیم و پس از آن شروع کردن به زگال زدن. زگال زدن در حقیقت همان برپایی تیر‌آهن و قرار دادن تخته چوب‌ها به صورت چپ و راست در دیوار این خانه است.» حالا نوبت به آن رسیده بود که استاد کار و زلفی‌نژاد طرح اصلی خود را روی این خانه پیاده کنند.«من از چوب‌های نژاد روسی که از استحکام بالایی برخوردارند در دیوار این خانه استفاده کردم و در فضاهای خالی دیوار‌ها هم به جای آجر از بطری‌های آب معدنی استفاده کردم.» آنها داخل بطری‌ها را با شن و ماسه پر می‌کردند و آنها را ردیف به ردیف در دیوار‌های خانه قرار می‌دادند و پس از آن کاهگل را روی بطری‌ با ماله می‌مالیدند و فضاهای خالی دیوار‌ها خانه را به همین شکل با بطری‌های آب‌معدنی و کاهگل پر می‌کردند: «ما به جای سیمان از کاهگل استفاده کردیم. جالب است بدانید من خاک و گل مورد نیاز برای کاهگل را هم از حیاط زمینی که این خانه را در آنجا بنا کردم، کندم و از همان برای خانه‌ام استفاده کردم.» آنها خاک و آب و کاه خرد شده را با هم مخلوط کردند و خودشان ساعت‌ها برای ورز آمدن مواد و تبدیل شدن آن به کاهگل، مواد را لگد کردند. «خیلی‌ها تصور می‌کنند این خانه از استحکام کمی برخوردار است اما سخت در اشتباه هستند. این خانه هم مثل خیلی از خانه‌های روستایی به شیوه سنتی درست شده منتها ما به جای آجر از بطری آب‌معدنی استفاده کرده‌ایم.»
خانه‌ای امن و راحت
اما نکته جالب اینجاست که به گفته آقای کارشناس این خانه از اتلاف انرژی هم جلوگیری می‌کند: «این خانه به خاطر موادی که در آن به کار رفته در زمستان‌ها گرم و در تابستان‌ها خنک می‌شود. ضمن اینکه در رشت رطوبت باعث به وجود آمدن بیماری‌های رماتیسم و استخوان درد می‌شود در حالی که فضای این خانه با وجود رطوبت بیرون خشک است و می‌شود به راحتی در محیطی خشک و آرام زندگی کرد. چراکه نه صدایی از خانه به بیرون می‌رود و نه صدای بیرون به گوش اهالی خانه می‌رسد». زلفی‌نژاد برای محکم کاری بیشتر می‌خواهد از پنجره‌های دوجداره برای جلوگیری از ورود و خروج صدا استفاده کند. زلفی‌نژاد و خانواده‌اش از مدت‌ها قبل ساخت این خانه را در سر داشتند؛ تا جایی که حتی اگر به مسافرت می‌رفتند تا چشمشان به بطری‌ای خالی که در گوشه‌ای افتاده بود می‌خورد به سرعت آن را برمی‌داشتند تا به عنوان مصالح خانه‌شان از آن استفاده کنند.» من بخش زیادی از این بطری‌ها را با کمک شهرداری به دست آوردم. در این میان کسانی هم که می‌دانستند من این خانه را با بطری می‌سازم برایم بطری پیدا می‌کردند و در ساخت خانه همراهی‌ام می‌کردند.»


این خانه هم مثل همه خانه‌ها دارای آب و برق و گاز است و زلفی‌نژا امیدوار است که با اتمام این خانه بالاخره از اجاره‌نشینی راحت شود و به خانه‌ای برود که خودش با دست‌های خودش ساخته و شاید بعد‌ها کسی باور نکند اجزای این خانه از بطری‌های آب‌معدنی است


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: محیط زیست , خلاقیت , عکس , هدیه


تاريخ : یکشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩۱ | ٧:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فرزانه مشرقی | نظرات ()

شهردار منطقه 8 مشهد گفت: با هدف ترغیب شهروندان به حفظ نظافت در سطح پارک ها و معابر سطل های زباله سخنگو در باغ ملی نصب شده است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: محیط زیست , خلاقیت , شهرداری , خبرمحیط زیستی


ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۱ | ٧:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : فرزانه مشرقی | نظرات ()

وقتی شما به شهر نیویورک سفر کنید، جالب ترین بخش سفر شما هنگامی است که پس از خروج از هواپیما و فرودگاه، قصد گرفتن یک تاکسی را داشته باشید. اگر یک تاکسی برای ورود به شهر و رسیدن به مقصد بیابید شانس به شما روی آورده است؛ 

اگر راننده ی تاکسی شهر را بشناسد و از نشانی شما سر در آورد با اقبال دیگری روبرو شده اید؛ اگر زبان راننده را بدانید و بتوانید با او سخن بگویید بخت یارتان است؛ و اگر راننده عصبانی نباشد، با حسن اتفاق دیگری مواجه هستید. خلاصه برای رسیدن به مقصد باید از موانع متعددی بگذرید...

هاروی مک کی می گوید: روزی پس از خروج از هواپیما، در محوطه ای به انتظار تاکسی ایستاده بودم که ناگهان راننده ای با پیراهن سفید و تمیز و پاپیون سیاه از اتومبیلش بیرون پرید، خود را به من رساند و پس از سلام و معرفی خود گفت: «لطفا چمدان خود را در صندوق عقب بگذارید.» سپس کارت کوچکی را به من داد و گفت: «لطفا به عبارتی که رسالت مرا تعریف می کند توجه کنید.» بر روی کارت نوشته شده بود: در کوتاه ترین مدت، با کمترین هزینه، مطمئن ترین راه ممکن و در محیطی دوستانه شما را به مقصد می رسانم.»

من چنان شگفت زده شدم که گفتم نکند هواپیما به جای نیویورک در کره ای دیگر فرود آمده است. راننده در را گشود و من سوار اتومبیل بسیار آراسته ای شدم. پس از آنکه راننده پشت فرمان قرار گرفت، رو به من کرد وگفت: «پیش از حرکت، قهوه میل دارید؟ در اینجا یک فلاسک قهوه معمولی و فلاسک دیگری از قهوه مخصوص برای کسانیکه رژیم تغذیه دارند، هست.» گفتم: «خیر، قهوه میل ندارم، اما با نوشابه موافقم». راننده پرسید: «در یخدان هم نوشابه دارم و هم آب میوه، کدام را میل دارید؟» و سپس با دادن مقداری آب میوه به من، حرکت کرد و گفت: «اگر میل به مطالعه دارید مجلات تایم، ورزش و تصویر و آمریکای امروز در اختیار شما است.» آنگاه، بار دیگر کارت کوچک دیگری در اختیارم گذاشت و گفت: «این فهرست ایستگاههای رادیویی است که می توانید از آنها استفاده کنید. ضمنا من می توانم درباره بناهای دیدنی و تاریخی و اخبار محلی شهر نیویورک اطلاعاتی به شما بدهم و اگر تمایلی نداشته باشید می توانم سکوت کنم. در هر صورت من در خدمت شما هستم.»

از او پرسیدم: «چند سال است که به این شیوه کار می کنید؟» پاسخ داد: «دو سال» پرسیدم: «چند سال است که به این کار مشغولید؟» جواب داد: «هفت سال» پرسیدم: «پنج سال اول را چگونه کار می کردی؟» گفت: «از همه چیز و همه کس، از اتوبوسها و تاکسیهای زیادی که همیشه راه را بند می آورند، و از دستمزدی که نوید زندگی بهتری را به همراه نداشت می نالیدم. روزی در اتومبیلم نشسته بودم و به رادیو گوش می دادم که وین دایر شروع به سخنرانی کرد. مضمون حرفش این بود که مانند مرغابیها که مدام واک واک می کنند، غرغر نکنید، به خود آیید و چون عقابها اوج گیرید. پس از شنیدن آن گفتار رادیویی به پیرامون خود نگریستم و صحنه هایی را دیدم که تا آن زمان گویی چشمانم را بر آنها بسته بودم. تاکسیهای کثیفی که رانندگانش مدام غرولند می کردند، هیچگاه شاد و سرخوش نبودند و با مسافرانشان برخورد مناسبی نداشتند. سخنان وین دایر، بر من چنان تاثیری گذاشت که تصمیم گرفتم تجدید نظری کلی در دیدگاهها و باورهایم به وجود آورم.»

پرسیدم: «چه تفاوتی در زندگی تو حاصل شد؟» گفت: «سال اول، درآمدم دو برابر شد و سال گذشته به چهار برابر رسید.» نکته ای که مرا به تعجب واداشت این بود که در یکی دو سال گذشته، این داستان را حداقل با سی راننده تاکسی در میان گذاشتم؛ اما فقط دو نفر از آنها به شنیدن آن رغبت نشان دادند و از آن استقبال کردند. بقیه چون مرغابیها، به انواع و اقسام عذر و بهانه ها متوسل شدند و به نحوی خود را متقاعد کردند که چنین شیوه ای را نمی توانند برگزینند....

یکی از رسالت های شهرداریها این است که روحیه شهروندان خود را مدام بهبود بخشند

خانم مهندس الهام پرهیزکاری


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: داستان , هدیه , خلاقیت , شهرداری


تاريخ : چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠ | ٦:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فرزانه مشرقی | نظرات ()

 گرافیست های مطرح که خیلی هاشون مشهدی هستند طرح ها و پوسترهای جدیدی برای سومالی زدند که براتون می ذارم!

 مطالبی رو هم از دوستان 85 ببینیم.

محمد نقوی                                                     

حامد امامی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عکس , هدیه , خلاقیت , محیط زیست


ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ٤ شهریور ۱۳٩٠ | ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : راشین صبوری | نظرات ()

گامی تازه برداشتن ، کلامی تازه گفتن  این است آنچه مردم از آن می ترسند . 

فئودور داستایوفسکی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خلاقیت , هدیه , عکس


تاريخ : یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠ | ٧:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : فرزانه مشرقی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.