یه پیشنهاد دارم یه صفحه داشته باشیم که تو اون تاریخ تولد و میل هممون باشه اون موقع تولد هر کی بود تولدشو بهش تبریک بگیم

 بچه ها چه زود گذشت انگار دیروز بود که اومدیم دانشگاه وچمدونامونو باز کردیم وشدیم دانشجو

و چه زود در فرداهای نزدیک باید چمدونامونو ببندیم وبریم

مهم نیست چه قدر با هم بودیم مهم اینه که بعدش چه قدر به یاد هم باشیم

شاید هممون با هم خیلی فابریک نبودیم ولی 

موقع امتحانا همون با هم دلمون می گرفت

موقع لغو امتحانا همه با هم میخندیدیم و جیغ می کشیدیم

و زندگی همین احساس مشترک داشتن در بعضی لحظه هاست(سخنان بزرگوار ناهید خانوم-خودم الان کپ کردم بابت صحبتام خیلی باحال حرف زدم ای ول)خنده

من دلم برای همتون تنگ میشه شما رو نمی دونم

دلم برای زهرا تنگ می شه چون دیگه نیست باهاش به کاشمر بخندیم

برای ندا(منصوری) تنگ میشه چون دیگه نیست که ضایعم کنه(البته به شوخی)

برای فاطمه چون 4سال رو با هم گذروندیم هم تو خوابگاه هم تو دانشگاه هم یکسری خاطره ها..

برای فرزانه به خاطر خندیدن به همه مسخره بازییام

برای صدای آلاله

برای اداهای بیتا

برای شیمی عمومی سحر که اون قدر با بیتا اذیتش کردیم

برای مریم علی زاده به خاطر مسخره بازی هامون

برای نونا مسگرانی با اون نازو اداش 

برای استاد یزدان داد با اون ترجمه هاش(آقا اینو دروغ گفتم

برای ملتی با اون کل کلایی که کردیم اون می گفت درگز بهتره من می گفتم بردسکن

برای اقای مجرد

برای دکتر شریفان

 برای اردوی گرگانمون و راه رفتن زیر باروون

برای اردوی درگز و جناح بندی کلاس به سه جناح درگز(استاد ملتی-ندا جلالی-آقای سبحان و سحر)کرمانشاه(سحر حیدری و بردسکن _(کل کلاس)

برای خوابگاه با کل خاطره هاش

وحتی دلم برای کل مسخره بازی های خودم هم تنگ میشه در اینجا لازم می دونم از تمام بچه های کلاس که به هر نحوی توسط من اذیت شدند معذرت بخوام چه توسط شوخی هام چه مسخره بازیام و چه نمک ریختنام سر کلاس و ...  

هر کی هم ازم دلخوره بهم بگه(ولی من به رو خودم نمی یارم)

راستی برای هر کی امر خیری پیش اومد وای به حالش دعوتم نکنه (آقا بی دعوت می یایم چون ما خانوادتن پایه عروسی رفتنیم حتی اگر اون سر دنیا باشه)

نوکر همتون هستم دربست  

تا نگاه می کنی

 وقت رفتن است

 باز هم همان حکایت همیشگی

 ناگهان چه قدر زود دیر می شود....... 

ناهید صدقی ورودی 85 اخراجی 89 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ناهید جون , آقای ملتی , آقای یزدان داد


تاريخ : پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩ | ٩:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : فرزانه مشرقی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.