با نوی من...

 یا فاطمه (س)......

از کجای بی نهایت شروع کنم  تا به ابدیت حضورت  برسم  سالهای نیامده ام  را وسوسه  طلوع دیدنت می گدازد و قرنهای  دور دست  لیاقت  بودنم را در جوار تو مکدر می کنند

هنوز  از کدامین اکنونت سراغت را بگیرم که خاکهای گنگ و متحیر جوابم ر ا نمی دهند

جستجوگر  کدام گوشه از زمین باشم  که تو در آنجا قلمرو حضورت   را برپاکرده باشی .

یا فاطمه !امنیت حیرانم  را برهم زن و گلوی نورانیت  را بلرزان  تا  به دنبال صدایت  روحم را  فاصله به فاصله مسافر کنم

نمی دانمت  کدامین  خریم  مقدس  تورا معجزه خویش  کرده است

کفش های  معجزه ام کجاست

باید در آسمانها  بگردم  و نشان  بانوی نجابتم را از فرشتگان متبسم بگیرم

هرگاه  از فاصله ها دلگیر حضور میشوم  نیاز زیارتت  بی قراری روحم  می شود  و تورا با آنکه نمی دانمت  کجای  این دانستن ها  پنهان  شده ای بی تاب می شوم.

 یا فاطمه !فلسفه  وجودت  با عرفان  عدم  می آمیزد  و اسرار معجزه ای  را علم می کند  که تو  در قله  تحیر  آن ایستاده ای .

 بگذار ندانم! و پنهانی ات رادر عطش جستجویمان ادامه  بده ٬دانستن برای ماندن است  و ماندن برای شیعه سنگین است . شیعیان تو باید بروند  و همیشه رفتن را تجربه کنندد .

سکون برای امت تو مرداب است  و ندانستن بعد  از تو  فلسفه حرکت شیعه است  که می خواهد جستجوگر  کائنات  در  جاده  رسالت باشد.

هر کجا هستی  پیشانی ام را به  تو تقدیم  می کنم .

حضورت  را سیرابم مکن تا بی  نهایت  بی تاب دیدنت باشم

یا فاطمه !با من بیا  تا به دنبالت بگردیم  من در تو گمشده ام .

 مرا در ابهام خود پنهان کن  بگذار  تا گمشده در تو باشم  و تو گمشده ام باشی  تنها  به ابهام  توگم

گشتنم  را می بالم  و افشای  نمی دانمت  را با تو به آشکارا فریاد می کنم !

مگذار بی نشان تو بی نشان شوم

دکتر پورحاجیان


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : دوشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٩ | ٢:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : فرزانه مشرقی | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.