سلام

فرزانه جون من از دیشب بالغ بر ٢٠ بار گریه کردم هم بخاطر جدایی از کسایی که واقعا الان میفهمم که با تمام وجود دوستشون دارم هم بخاطر اینکه شرمند ه ام موندم چه جوری تو چشای بچه ها نگاه کنم نتونستم انتظاراتتون رو برآورده  کنم که همشون هم منطقی بود فقط می تونم بگم از ته قلبم از همتون عذر خواهی میکنم واقعا شرمندم .

تمام چیزایی که گفتی درست بود و اعتراض من مبنی بر اینکه جشن کمی ١جانبه بود تا حدی سرکوب شد .

بچه ها دوستون دارم ای کاش برگردیم عقب ،برگردیم به ١ مهر سال ٨۵ ،برگردیم تا قدر همو بیشتر بدونیم ،برگردیم ت دیگه از هم دلخور نشیم ،برگردیم که همو بیشتر دوست داشته باشیم ،برگردیم تا بیشتر با هم اردو بریم نمیدونم فقط برگردیم فقط برگردیم .

ای کاش جشن مال ما هم می بود . ای کاش ای کاش .... چقدر از کلمه ای کاش بدم میاد

البته من همین جا جا داره از آقای محبی تشکر کنم ایشون واقعا زحمت کشیدن البته گله هام رو هم بهشون کردم که اگر کمی منصفانه تر نگاه کنند حتما به ما هم حق میدن .

از نظر اجرا هم با شما موافقم اجرای اول رو من حتی روحم هم خبر نداشت !!!

بهرحال ای کاش همون جشن ا جانبه هم نمی گذشت من همون رو هم دوست داشتم .

نظر خوبیه بعد از اتمام امتحانات دور هم جمع بشیم و عکس بگیریم چون توی جشن که عکاسی نبود .

از نظر مجری هم من در حین اجرای این آقا ١٠٠ بار مردم وزنده شدم اگر قرار بود ایشون مجری باشن خودمون اجرا مکردیم حداقل به اساتید توهین نمی کردیم که البته از این نظر نمی تونیم به کسی غیر از مجری اصلی خرده بگیریم چون فکر میکنم آقای محبی هم از این قضیه بی خبر بودند.

و در انتها مجددا من از همه بچه ها از اعماق وجودم عذر خوهی میکنم چیزی غیر از شرمندگی برام نمونده امیدوارم ببخشیدم .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩ | ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : زهرا صادق | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.