|
دانشجویان 85 مهندسی محیط زیست دانشکده منابع طبیعی فردوسی مشهد امام علی النقی (ع):بیهوده گویی ،سخنان لذت بخش کم خردان و کارنادانان است.
| ||
|
طرح مدرسه سبز
یک کارخانهی تعطیل شدهی رنو در شهر بولونی، شمال فرانسه قرار است به یک مجموعه باغ مدرسه تبدیل شود. شهر: طراحان این مجموعه با استفاده از گیاهان بومی منطقه و ساختمانهایی با باغهای طبقاتی و سقفهای سبز، قصد دارند در عین اینکه فضایی سالم و سبز در شهر ایجاد میکنند به کودکان کمک کنند تا در میان گیاهان و جانوران بومی منطقهی زیست خود به فراگیری علوم طبیعی بپردازند و در فضایی سالم به تحصیل بپردازند.
[ سهشنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٧:۳٥ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
1- این تصویر دایره ای محتوی دانش کلی بشر است
یک دانشمند آمریکایی با استفاده از تصاویر ساده ای درجه بندیهای تحصیلی به ویژه مدرک دکتری را در مقایسه با دانش کلی بشری مورد بررسی قرار داده است [ شنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٩:٤٩ ق.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
[ شنبه ۱۳ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٩:٤٥ ق.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
بیژن فرهنگ دره شوری کار شناس و کوشنده نامدار محیط زیست ایران به عنوان مرد سال محیط زیست ایران در سال 1389 اتخاب شد. به گزارش خبرگزاری محیط زیست ایران بنیاد نجات پاسارگاد دلایل انتخاب دره شوری برای این عنوان را به شرح زیر برشمرده است:
ادامه مطلب [ چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٩:۱۸ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
سرم شلوغ بود ولی دیدم که از دوستم داره سوالی می پرسه . تا اینکه صداش خیلی توجهمو جلب کرد حواسمو جمع کردم و با دقت بهش نگاه کردم ! چش ریز کردم و از توی اتاق خاطرات دنبال یه قاب عکس یه نفر بودم که آشنا بود . میشناختمش خودش بود . ولی نمی دونستم چه کسی الان جلومه ! صداش کردم . نگام کرد . خواستم فامیلشو بپرسم که ناگاه یادم اومد ! حدسم درست بود . با ذوق زدگی پرسیدم فلانی منو میشناسی ؟ خیره نگام کرد و گفت چهرتون آشناست ! چه قدر متین باورم نمیشد شلوغ ترین پر هیجان ترین و دختر کلاس یه خانم باوقاری باشه که الان جلوم ایستاده گفتم فرزانه ام ! نشونی مدرسه و ... گل از گلش شکفت و کلی احوالپرسی بعد از 8 سال ! دوست همکلاسی خوب من یه خانم جوونی بود که یه دختر 5 ساله داشت و مربی کونگ فو ! چه قدر ا فتاده و خانمانه حرف می زد... چه قدر بزرگ شدیم .... باورتون میشه ؟.... اون قدر سرمون توی درس و کتاب بود که خودمونو ندیدیم ... به قول یکی از دوستانم ... توی عیدی یه خبری از خودمون هم بگیریم ... حالی بپرسیم و تبریکی بگیم ... دوستانم ! این روزها بیشتر از همیشه و به طور اتفاقی دوستان قدیم دوران دبستان راهنمایی و دبیرستان را می بینم .... تغییری که کردند ... زندگی هاشون .... اون وقت یه تصنیف گرامافونی می ذارم و آلبومو ورق می زنم که وای چه زود گذشت ... چه روزهایی که بزرگترین آرزومون قبول شدن توی کنکور بود! به هیچی فکر نمی کردیم ... فقط کنکور ... چه قدر همه بزرگ شدند ... این روزا مدام چهره های آشنا می بینم .... از کنار هم رد میشیم ...شاید یه روزی توی یه کلاس بودیم .... چی می گفتیم؟ گل سرخ و سفید و ارغوانی ... فراموشم نکن تا می توانی .... زمان ما توی دبستان بچه ها عکس های تایتانیک و توی دفتر خاطرات می چسبوندن ....... چه چیزایی می نوشتیم ... چه ماتمی برای آخر سال که اگه دیگه همدیگرو نبینیم ... چی میشه ... پیشنهاد : بیاین بی بهانه و با بهانه به دوستان سالهای دور زنگ بزنیم و حالشونو بپرسیم .... من یه مدتی این کارو می کنم ... باو رتون نمیشه چه قدزر هیجان انگیزه ... چه قدر خوشمزه است ... چند وقت پیش به یکی از دوستان راهنمایی ام زنگ زدم ... اون قدر هیجان زده بود که نمی تونست حرف بزنه .... چه قدر نوع حرف زدنها و عکس العمل ها فرق کرده ... این سالها .... خیلی خوبه ... خیلی تجربه شیرینیه .... این دوستان قدیم ... الان یک گوشه شهر سر کار می رن و برای خودشون کسی شدن ... بعضی ها ازدواج می کنن و برخی هنوز نه!....چه خوبه اینا رو واسه خودمون نگه داریم و این ارتباطا حفظ بشه ... معرفت دوستای قدیم یه چیز دیگست ... البته اگه شمارو نشناختن و یا مثل غریبه ها رفتار کردن ... بهتون برنخوره .. معمولا واکنش مثبت نشون میدن .... من همه جورشو تجربه کردم ... خیلی ها حافظشون قوی نیست .... منتها مواظب باشین دوستانو اشتباه نکنین ... مثلا گاهی آدم فکر می کنه فلانی دوست دبیرستانیه... بعد یاد قدیم میکنی ... میگی عزیزم فلانی یادته ! دوست شما میگه نه ! کلی نشونی میدی ! یادش نمیاد ... میگی چه قدر کم حافظه شدی ... فلانی که ... بعد یادم میاد بنده خدا حق داشت ... اونی که می گفتم دوستی بوده که کلاس ریاضی ها بوده و این اونو نمی شناخته ... یادش بخیر ...... روزهایی که رفت ...چه جمله هایی واسه هم توی دفتر خاطرات می نوشتیم... فکر می کنم خیلی بزرگ شدیم .....
[ چهارشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٩:٠٤ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
[ پنجشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ٧:۱۸ ب.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
سلام دوستان خوب سال نو مبارک پارسال لااقل برای من و خیلی از شما سال پر برکتی بود و امید که امسال نیز ... بر من ببخشید که یه مدتی نبودم .. از خیلی ها خبر دارم از بعضی ها نیز اصلا بی خبر ... اس ام اس های پر مهر دوستان میرسد همراه بوی بهار که محبتشون حال آدمو بهتر می کنه ... مسلما پاسخی هم حتما داشته که گاهی نرسیده اگر ... ببخشید بزرگترین اتفاق سال گذشته فارغ التحصیلی مون بود که چه روز ها و چه سالها منتظرش بودیم ..... سال 89 چه سال موندگاری شد.. چند روز پیش بتول جون رو دیدم +عضو کوچک جمع دوستانمون یعنی مبین جون یا مبین آقا ! کوچولوی نازنین لپ کشی تپل مپل !( به دلیل رعایت عفت کلام در رسانه جمعی ) همین قدر بسنده می کنیم ! ماشاءا... بگین خدا واسه پدر و مادر خوبش نگهشون داره ! شمارشون عوض شده حال همه شما رو پرسیدند دلتنگ شما بودند ما به رسم ادب سلام شما رسوندیم و کفتیم خیلی از بچه هاجویای حالشون بودند شمارشونو خواستین میدم خیلی خوبه اول سال جدید از دوست خوبمون حالی بپرسیم .... ارشد هم تموم شد و یه نفس راحت کشیدیم ..... سوالاش بنا به نظر اکثزیت از پارسال بهتر بود وی ارزیابی و حیات وحش فرم جدیدتری داشت ... هر چی صلاح باشه ... همه تلاششونو کردن ... لا اقل به من یکی که حکمت اینکه بار اول نتیجه چندان میزون میل و مراد دلم نبود عیان شد ... و با خدا حتی میگن چه خوب شد بار اول نشد .. امسال هم هر چی اون صلاح بدونه ما و شما که کم نذاشتیم ..... سال پیش که واقعا سال همت مشاعف و کار مضاعف بود ...... سال جدایی و دلتنگی هم بود .... داریم بزرگتر میشیم ها ... حواستون هست الان تو چه سنی و چه موقعیتی هستیم .... یه بار با زهراجو ن ( صادق ) که داشتیم حرف می زدیم همین حرفش بود که دیگه خیلی زمان اشتباه نداریم حواسمون خیلی باید جمع باشه .... هر اتفاق قشنگ زندگی ....تلنگر .... هر تجربه .. و هر پل آینده ساز باید تا سی سالگی اتفاق بیفته ..... من که دلم روشنه .... با پشتکار و تجربه و علم و ایمان ایشالا سال جدید سال جهش ماست .... لطفا بعد از این بیشتر در وبلاگ باشید و بیشتر خبر بگیرید .... حرف نو بزنید .. از خودتون باشه ... اگه باشیم واسه خودمونه ... کو تا ما باز همو ببینیم ... سی دی جشن فارغ التحصیلی را شاید نصف بچه ها کلاس ندارند می دونید که تقصیر من نیست نسخه ای که از دوستان مرتع به من رسیده رایت نمیشه نمی دونم چرا ؟ پس از دوستانی که دارند لطفا بگیرید ولی من هم باز تلاشمو می کنم ... یه برنامه هایی مد نظرمون بود یعنی من هم دوست داشتم توی جمعمون اتفاق بیفته ... ولی هماهنگ کردن همه کار فوق العاده سختیه .... یعنی مثل من گاهی می خوام هماهنگ کنم ولی نصف بیشتر از جمله خودم به مشکل می خوریم ... من که بعد ازین هستم ... تا جایی که وقتم اجازه بده ... دوست داریم سال جدید سال خوبی برای زهرا صادق-دلارام - بیتا - سحر- رزیتا- ناهید- زهراموسوی- مریم علیزاده - شبنم- آلاله- فاطمه کاظمی- فاطمه آراسته - شکوه- الهام - آتنا- سارا- عاطفه- سمانه حصاری- ندا بی همتا- ندا منصوری- مریم کهن ترابی - سمانه فرخ دوست- میترا- راضیه- بتول- سحر حیدری-آقای سبحان-آقای مدرس- الهه کاظمیان-ندا جلالی- مریم واسعی- مریم جون فلاحت-سهیلا- فهیمه و همه دوستان دانشکده ای و هم دانشگاهیمون باشه و من ا..التوفیق [ پنجشنبه ٤ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٢٩ ق.ظ ] [ فرزانه مشرقی ]
|
![]()
| |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||